اعترافات - 1
چهارشنبه, ۱۱ تیر ۱۳۹۳، ۰۲:۴۶ ب.ظ
...
گاهی با خودم فکر می کنم که چرا وقتی یک وبلاگ دیگری دارم آن هم با یک قدمت چند ساله و دوستانی قدیمی چرا دوباره دلم خواست یک جای مجازی دیگری در اختیار کنم برای نوشتن آن هم اینقدر غریب!
گاهی هدف اصلا" خوانده شدن نیست دوست داری بنویسی، بنویسی، بنویسی تا آن غده ی یا آن بغض کلمات شکسته شود ... اگر همه می دانستند که چقدر نوشتن خوب است الان همه نویسنده بودند و بجای حرف زدن همه دست هایشان رقصنده های روی کاغذ بود و یا کمی مدرن تر و شیکتر!
اینکه بخواهم خودم را جزو گروهی بدانم اینگونه نیست من روح بلند پروازی دارم که می تواند همچون یک بچه ی شیطون به هر کوی برزنی سرکشی کند.
اینجا آمدم شاید بتوانم کمی حرف هایم را بی دغدغه تر بیان کنم ... شاید :)
...
- ۹۳/۰۴/۱۱